مسجد شیخ معزالدین

نوشته شده توسط زهرا صامتی

این مسجد تاریخی در آذربایجان شرقی، خیابان خواجه نصیر مراغه، كوچه حاتمي و در محله سالارخان واقع شده و با  شماره ثبتی ۶۴۳ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌ است. بنای مسجد مربوط به دوران قبل از صفویه است، به موجب کتیبه مرمری موجود در دیوار جنوبی، مسجد در دوره شاه طهماسب اول در تاریخ ۹۷۶ هجری قمری بازسازی شد و دوره ی قاجاریه نیز مجدد مرمت گردید. اين بنا به علت دخل و تصرفات مكرر فاقد ويژگيهاي معماري است.

 

در محوطه مقبره و مسجدها سنگ نبشته ها و الواح قبور متعددي وجود دارد كه از لحاظ روشن ساختن تاريخ مراغه بسيار مهم اند. مقارن طلوع ستاره اقبال شاه اسمعيل صفوي است كه مي بينم ستاره بخت اين خاندان (معزالدين) به افول مي گرايد و مقبره رو به ويراني مي نهد ولي در دوران شاه طهماسب صوفي مرد شيعي ثروتمندي بنام حاجي نبي دامن به كمر مي زند و بر روي ويرانه هاي مسجد معزالدين مسجد و مدرسه تازه مي سازد. در سال 1372 هجري قمري نيز تعميراتي در مسجد انجام گرفته است كه در سنگ نبشته اي بخط نستعليق ديده مي شود.

شهرت اين مسجد مديون همین سنگ قبرهاي موجود در قبرستان، حياط  و مقبره داخل است كه جزو اسناد معتبر تاريخي منطقه مي باشد. سنگ قبرهای موجود در محوطه حیاط و مقبره داخل مسجد دارای کتیبه‌ های تاریخی نفیسی هستند. از جمله سنگ مرمرین شیخ معزالدین که در حیاط شمالی بنا جای دارد. در صفه ی جلوی مسجد سنگ قبرهای دیگر مرمری قرار دارد که تاریخ‌ های ۸۷۱ و ۷۷۲ هجری قمری را نشان می‌ دهند، این سنگ نبشته‌ ها مشخص می‌ سازد که از قرن هشتم تا روی کار آمدن شاه اسماعیل صفوی، خاندان معزالدین در مراغه صدارت و نفوذ داشته‌ اند.

دو شبستان بزرگ و كوچك به موازات هم در طرفين دالان ورودي قرار گرفته اند. در كنار دهليز يا دالان ورودي دو سنگ قبر كوچك ديده مي شود كه بر روي يكي از آنها تاريخ 1200 و بر روي ديگري تاريخ 1240 ه.ق نوشته شده است. شبستان بزرگ در سمت چپ دهليز واقع شده و در جلوي مسجد صفه اي است كه بر روي آن سنگ قبري از جنس مرمر قرار دارد كه برروي آن تاريخ 871 هجري نوشته شده است. گذشته از اين چند سنگ، تعداد زيادي سنگ قبر ديگر بر روي ديوار بيروني و داخل مسجد نصب است كه قدمت اين مسجد را تا سال 772 هجري مي رساند.

آنچه از مسجد باقي مانده يك حياط با دو در بزرگ در دو سوي شرقي و غربي آن، يك مسجد بزرگ و يك مسجد كوچك، در جانب شمالي حياط و يك مقبره گنبد دار در پشت اين دو مسجد، در سوي جنوبي حياط نيز حجرات و حوضخانه اي بوده كه اكنون به تل خاكي در آمده است. مسجدها دو سقف و ستون چوبي دارند. تخته هاي پوشش سقف هم منقش به ترنج و گل و بوته و ستونها داراي سر ستونهايي زيبا به شيوه صفويه اند.

مسجد كوچك 6 ستون چوبي در يك رديف دارد و در مسجد دو پايه سنگي خوش تراش كتل بچشم مي خورد يكي مرمرين و ديگري خارائي- در جلو مسجد ايواني ساخته شده است در گوشه غربي ايوان حوضچه مرمريني افتاده است كه بنا بروايت مجاور مسجد اين حوضچه به قنداب ايام سوگواري ماه محرم اختصاص داشت در وسط در و پنجره مسجد كوچك از سوي بيرون دو سنگ نبشته نصب كرده اند يكي بخط ثلث و ديگري بخط نستعليق كه اين كتيبه داراي شعري در ماه تاريخ در گذشت محمد مومن يكي از علماي شيعه مقيم مراغه به سال 1147 هجري قمري مي باشد و مسجد بزرگ 36 ستون چوبي دارد و اين ستون ها در 4 رديف قرار گرفته اند. مقبره شيخ معزالدين برج گنبدداري است نظير برج غفاريه كه در اثر رطوبت و مرور زمان گنبدهاي آن فرو ريخته است.

در سال 76 از طرف كوچه شرقي با ايجاد كانال نم زدا و پي بندي ازنفوذ نم و رطوبت و داخل مسجد پيشگيري شده است ديوراهاي كانال آجري و سقف كانال با در پوشهاي بتون مسلح مسقف شده است. تيرهاي چوبي سقف شبستان بزرگ بعلت نفوذ نم و رطوبت از پشت بام پوسيده و عمدتاً شكسته است كه در تعميرات 10 عدد از تيرهاي چوبي تعويض شده و ضمن پردو كوبي و شيب بندي كاه گل شده است. هشتي مسجد گچ و خاك و سفيد كاري شده است. درسال 78  نیز بخش غربي بعلت پوسيدگي سقفهاي چوبي جمع آوري شده است.

نمونه هائی از سنگ نبشته ها والواح قبرها
محمد مومن: یکی از علمای شیعه مقیم مراغه متوفی به سال 1174 هجری قمری که مقبره و سنگ قبرش در مسجد ملا معزالدین مراغه مکشوف است. نوشته لوح قبر محمد مومن چنین است:
محمد مومن ان پاکیزه طینت   لوای علم دین را بود زینت
چه دنیا بود فانی، مرغ روحش   گشاد از برج تن بال عزیمت
به سوی روضه رضوان روان شد   خمش شد شمع فانوس شریعت
خرد می جست تاریخش که ناگاه   ز غیب آمد ندا کای راست فطرت
رقم زن سال تاریخ وفاتش   مقام وی که بد در صدر جنت

ملا احمد: از علمای شیعه معاصر آقا محمدخان قاجار است. لوح قبر وی در مسجد ملا معزالدین بوده و متن آن به شرح زیر است:
فاضل آفاق ملا احمد آنک   با قضا حکم وی آمد توأمان
آنکه با علم و عمل مانند او   حق شناسی کس ندیده در جهان
از رخش انوار یزدانی پدید   وز دلش اسرار ربانی عیان
می نگنجد هیچ کس را در خیال   می نیاید هیچ تن را در گمان
همچو اوصافی ضمیری در زمین   همچو او قدسی سرشتی در زمان
آه کز بی مهری گردون دون   گشت رنجور و ضعیف ناتوان
از جهان قطع علایق کرد و شد   روح پاکش سوی علیین روان
ای صد افسوس از چنان گنج علوم   کاین چنین از چشم عالم شد نهان
رخت چون بربست زین دار فنا   کرد جا چون در بهشت جاودان
بهر تاریخش رقم زد خاوری   رفت نور عالم احمد از جهان

مشاهده 2631 مرتبه

گالری تصاویر (برای مشاهده لطفا عضو شوید)

{gallery}453{/gallery}
برای ارسال نظر ثبت نام نمایید